درسهائی
از تاریخ زرفشانمان را مرورکنیم:
درس
اوّل: ما يک کشور بزرگ بوديم، روسيه ارتش قوي داشت، دولت ايران " ببو " بود.
در جنگهاي ايران و روس بخش وسيعي از ايران سابق تبديل شد به روسيه فعلي. به همين دليل
ما سه شعار مهم را سيسال ميدهيم: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرائيل
درس
دوّم: انقلاب مشروطه اتفاق افتاد، مشروطهخواهان که به آنها افتخار ميکنيم، به سفارت
انگليس پناهنده شدند، کلنل روس، مجلس، ملّت و کشور را به توپ بست. روسها پادشاه ديکتاتور
را پناه دادند. در تمام مدت انقلاب مشروطه، روسها مخالف مشروطه و انگليسها طرفدار
مشروطه بودند، به همين دليل ما هم مشروطه را دوست داريم، هم شعارميدهيم: مرگ بر آمريکا،
مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرائيل
درس
سوّم: کمونيستها در روسيه سرکار آمدند، آنها تمام قراردادهاي ظالمانه با ايران را
ميخواستند لغوکنند، امّا نکردند. درعوض، تصميم گرفتند جمهوري گيلان را ايجاد کنند
تا به جاي اينکه کمونيستهاي گيلان که فرق کمونيسم با " ازون برون " را نميدانستند
و پيشنمازشان رهبر حزب کمونيستشان هم بود، بروند به روسيه، روسيه بيايد به گيلان.
در نتيجه ميرزا کوچکخان، مستقيماً بوسيله روسها کشته شد، سرش را هم فرستادند براي
رضا شاه. به همين دليل ما سالهاست شعار ميدهيم: مرگ بر انگليس، مرگ بر آمريکا، مرگ
بر اسرائيل
درس
چهارم: رضاشاه، ديکتاتور بزرگي بود و همه را کشت، مثلا 53 نفر از اعضاي حزب کمونيست
را دستگيرکرد و يکي از آنها، تقي اراني در زندان کشته شد، بعد بقيه اعضاي کميته مرکزي،
يعني همان 52 نفر ديگر به روسيه پناهنده شدند و به دليل همينکه به روسيه پناهنده شده
بودند، در آنجا کشته شدند يا تبعيد شدند يا بيچاره شدند. به همين دليل کمونيستهاي
ايران و ساير ايرانيان که حداقل نيم ساعتي تودهاي بودهاند، هميشه شعار ميدهند: مرگ
بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرائيل
درس
پنجم: جنگ دوّم جهاني اتفاق افتاد. ايران تبديل به پل پيروزي شد. آمريکا و انگليس از
روي اين پل رد شدند تا به روسيه کمک کنند، در عوض وقتي روسيه پيروز شد، اولين کاريکه
کرد، اين بود که چون کشور کوچکي بود، تصميم گرفت آذربايجان را هم براي خودش بردارد.
آذربايجان و کردستان يک سال از ايران جدا شدند و به همين دليل روشنفکران و سياستمداران
ما هميشه شعار ميدهند: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرائيل
درس
ششم: دولت مصدق سرکار آمد، مصدق چون مخالف روسيه بود، به عنوان طرفدار انگليس شناخته
شد، اما چون عليه انگليس مبارزه کرد، معلوم شد آمريکايي است. مخالف اصلي مصدق در طول
سه سال حزب توده بود، و يک صبح تا شب هم آمريکا کودتا کرد. بعد از کودتا هم اولين دولتي
که کودتا را به رسميّت شناخت، شوروي بود. تودهايها هم به شوروي پناهنده شدند، تعدادي
از آنها در شوروي بيچاره شدند، تبعيد شدند، اعدام شدند و تعدادي از آنها هم زمانيکه
در شوروي پناهنده بودند، طرفدار اقدامات دولت شاه در اصلاحات ارضي بودند. در نتيجه
ما ايرانيان هرگز فراموش نميکنيم که بايد شعار بدهيم: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس،
مرگ بر اسرائيل
درس
هفتم: آمريکاييها انقلاب سفيد کردند، انگليسيها هم رفتند پيکارشان، حکومت در دهه
چهل کاملاً دست آمريکا افتاد، روسها و تودهايها اصلاحات ارضي را تأئيد کردند، تودهايها
مشغول آموختن دروس پزشکي در شوروي شدند، تعدادي از آنها هم در شوروي تبعيد، کشته و
يا بدبخت شدند و برخي از پناهندگان به شوروي فرارکردند و اينبار از دست شوروي به ايران
پناهنده شدند، در نتيجه روشنفکران ايراني همواره چپ باقي ماندند و هرگز فراموش نکردند
که شعار بدهند: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرائيل
درس
هشتم: در ايران انقلاب مسلحانه آغاز شد. نيروهاي مسلح و فداکار، آمريکاييها را کشتند،
تعدادي از آنها براي جنگ با اسرائيل رفتند. آنها براي کمک به سوي شوروي رفتند، شوروي
به آنها گفت که انقلاب مسلحانه کار غلطي است، بهتر است اطلاعات جمع کنند و به شوروي
بدهند تا شوروي با آمريکا بجنگد. درست در همان زمانيکه اين افراد کشته ميشدند، دولت
چين و شوروي با ايران روابط درخشان داشت و ايرانيان همواره ياد گرفتند شعار بدهند:
مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرائيل
درس
نهم: انقلاب ايران در سال 1357 اتفاق افتاد، سفارت آمريکا اشغال شد، سفارت اسرائيل
محوشد، رايطه ايران و انگليس همواره در تمام اين مدت تيره و تار بود، سفارت روسيه روز
بروز بزرگتر شد، سفارت روسيه هم با تودهايها رابطه داشت، هم با فدائيها، هم با مجاهدين،
هم با حزباللهيها، به همه هم ميگفت: خط امام بهترين خط از نظر خطشناسي است. تودهايها
و فدائيان در جبههاي که روسيه در آن به عراق کمک ميکرد کشته ميشدند، اما با سپاه
و کميته همکاري ميکردند، دولت ايران کمونيستها را دستگير کرد. کمونيستها از دست
جمهوري اسلامي به آمريکا، انگليس و روسيه پناهنده شدند، بعداً از دست روسيه به آمريکا
و انگليس پناهنده شدند و در آنجا شعار دادند: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر
اسرائيل
درس
دهم: جنگ آغاز شد. صدام حسين کمونيست بود، موشک صدام حسين سوخو و اسلحهاش کلاشينکف
و کاتيوشا بود، ما با موشک آمريکايي و توپ آمريکايي و مسلسل آمريکايي عليه کسانيکه
اسم حزبشان حزب بعث بود، ميجنگيديم. در تمام مدت جنگ شوروي به صدام کمک ميکرد و
به ايران کمک نميکرد، ما در طول جنگ ياد گرفتيم که صدام آمريکايي است، انگليسي است
و اسرائيلي است. در حاليکه آمريکا صدام را نابود کرد، اسرائيل هم عراق را بمباران کرد
و عاقبت هم دشمن ما را آمريکا و انگليس از بين بردند و در تمام اين مدت روسيه و ونزوئلا
و کوبا آخرين طرفداران صدام بودند. و ما همواره شعار ميداديم: مرگ بر آمريکا، مرگ
بر انگليس، مرگ بر اسرائيل
درس
يازدهم: شوروي سقوط کرد. امام خميني سقوط کمونيسم را پيش بيني کرد، روسيه شد بيست کشور
و پنج کشور آن در درياي خزر ماندند، زمانيکه يک کشور بود و شاه خائن بود، سهم ما از
خزر 50 درصد بود، بعد تبديل شد به 20 درصد، بعد رسيد به 15 درصد، بعد رسيد به 12.5
درصد، بعدکمتر شد و کمتر شد، ما ميتوانستيم اعلام کنيم که ايران هم تبديل به پنج
کشور شده است، و در نتيجه 50 درصد بگيريم، اما ما چون گاز لازم نداريم و نفت داريم
و تا زمان ظهور حضرت هم مشکل انرژي نداريم و بعد از آن هم با نور تغذيه ميکنيم، همچنان
معتقديم آمريکا و انگليس و اسرائيل بايد از آذربايجان و ترکمنستان و روسيه و تاجيکستان
و غيره بيرون بروند تا پاي برهنه ما باشد و پوتين که وقتي به تهران آمد، شعار مي دهيم:
مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرائيل
درس
دوازدهم: ما از آمريکا و انگليس و اسرائيل بيزاريم، روسيه از اينکه ما از آمريکا و
انگليس و اسرائيل بيزاريم خوشحال است. ما ميخواهيم بجنگيم، روسها به ما اسلحه ميدهند
و از ما پول ميگيرند و ما ميگوئيم مرگ بر آمريکا، ما ميخواهيم در سازمان ملل از
انرژي هستهاي دفاع کنيم و چين و شوروي عليه ما رأي ميدهند و ما ميگوئيم: مرگ بر
انگليس، ما ميخواهيم بوشهر را راه بيندازيم و روسها که طرف قرارداد هستند، راه نمياندازند
و ما ميگوئيم مرگ بر اسرائيل. ما با مافيا مخالفيم، در نتيجه با اروپا ميجنگيم و
مافياي روسي دوست ماست. ما با آمريکا مخالفيم، درنتيجه روسيه از دشمني ما با آمريکا
پول در ميآورد، ما با اسرائيل مخالفيم، در نتيجه روسيه هم به ما اهانت ميکند، هم
پول ما را ميگيرد.فردا پوتين به تهران ميآيد تا مثل تمام اين 150 سال پاهاي برهنه
ملت را له کند، و ما بايد يادمان نرود که حتماً شعار بدهيم: مرگ بر آمريکا، مرگ بر
انگليس، مرگ بر اسرائيل
« ما
ملّتی فهیم، بزرگ، باهوش، با اراده، قوی، غیرتمند و خیلی چیزهای دهن پرکن خفن هستیم!!!
اما یک اشکال کوچک داریم، آن هم اینکه از تمامی علوم رایج فقط تاریخ را بلد نیستیم،
که آن هم اصلا ًمهم نیست و تک ماده میزنیم! و تازه به حول قوه الهی و مدد مقامات آموزش
و پرورش داریم میرویم که کمکم اصلاً درس تاریخ و درسهای تاریخ را از بیخ گل بگیریم
و کلاً بیخیال شویم این صاب مرده را....»
امّا
نبايد از حق بگذريم كه همشون سروته يه كرباسند حتّي اگه حق با نويسنده باشه...