رئیسجمهوری آمریکا برای چهارمینبار به عربستان سعودی رفت
محمدعلی عسگری: «باراک اوباما»، رئیسجمهور آمریکا، قرار است امروز در سفری یک هفتهای عازم منطقه خلیجفارس شود. او ابتدا در ریاض با «ملک سلمان» پادشاه عربستان دیدار و گفتوگو خواهد کرد و پس از آن قرار است پنجشنبه با سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس دیدار داشته باشد. این دیدار به تعبیری دومین نشست «کمپدیوید»ی است که سال گذشته باراک اوباما با دعوت سران همین کشورها به آمریکا، آن را پایهگذاری کرد. ظاهرا مقامات آمریکایی تمایل دارند این نشستها در آینده هم به صورت ادواری هر سال یکبار برگزار شود. همچنین گفته میشود این چهارمین سفر باراک اوباما و شاید آخرین سفر او به عربستان سعودی در دوران ریاستجمهوریاش خواهد بود؛ سفری که در شرایط خاص و متناقض برگزار میشود و همین تناقضات ممکن است آن را فقط در حد سفری رسمی و ادواری بدون هیچ نتیجه مشخصی نگه دارد. نخست آنکه این روزها اعراب در کل و بهخصوص پادشاهی عربستان سعودی دل پرخونی از آمریکا و بهویژه دولت اوباما دارند؛ حتی میتوان گفت برای انقضای دوران زمامداری این رئیسجمهور رنگینپوستی که در ابتدا با آمدنش بسیاری از اعراب را (اعم از دولتها و ملتها) امیدوار کرده بود، «لحظهشماری» میکنند. ناراحتی دولتهای عرب و بهطور مشخص عربستان در کنار مسئله نفت - که مصیبتی است گریبانگیر همه- به دو امر خاص برمیگردد؛ یکی اینکه دو سال پیش زمانی که لازم بود آمریکا در سوریه دخالت نظامی کرده و تکلیف نظام «بشار اسد»، رئیسجمهوری سوریه را مانند «معمر قذافی»، دیکتاتور لیبی، روشن کند، باراک اوباما از این کار خودداری کرد و دیگر اینکه باوجود همه تلاشهای بهخصوص عربستان و اسرائیل، دولت اوباما مصمم به امضای توافق هستهای با ایران شد و با این کار «داغ»ی بر دل اعراب گذاشت که به این آسانی فروکش نخواهد کرد. سعودیها اکنون دولت اوباما را شماتت میکنند و با نشاندادن برخی «آزمایشهای موشکی» ایران از او میخواهند توضیح دهد که چه تغییری در «رفتار ایران» حاصل شده است. ازاینرو آنان یکبار دیگر در گوش او زمزمه خواهند کرد که ایران عامل «بیثباتی در منطقه» بوده و بنابراین اعراب نیازی مبرم به داشتن یک برنامه تمامعیار «سپر دفاع موشکی» دارند؛ هدفی که سال گذشته نیز سران کشورهای شورای همکاری در کمپدیوید اول دنبال میکردند اما با امتناع باراک اوباما نتوانستند موفقیتی به دست آورند. نشست این روزهای ریاض فرصتی طلایی برای طرح دوباره این درخواست است.
چند روز پیش «بن رودس» یکی از مشاوران اوباما به روزنامه «الحیات» گفت دستور کار نشست ریاض «تحولات سوریه و یمن، مبارزه با تروریسم داعش و بررسی رفتار ایران» خواهد بود. درباره سوریه، اعراب همچنان بر رفتن اسد پافشاری میکنند و آمریکا، بر اینکه فعلا بگذارید بماند؛ و همین اختلافات مذاکرات ژنو را یکبار دیگر به بنبست کشانده و به دنبال آن میرود تا دور جدیدی از درگیریها شروع شود. یمن نیز تا آستانه «مذاکرات کویت» پیش آمده و این خود میتواند دستاورد بزرگی برای آمریکا و عربستان باشد اما هنوز توافقی حاصل نشده و بعید نیست به همان سرنوشت سوریه دچار شود.
دراینمیان گفته میشود سعودیها قصد دارند از باراک اوباما بخواهند هرطورشده بحران یمن را «بینالمللی» کند تا در آینده مجبور نباشد یکتنه بار سنگین ادامه آن را تحمل کند و ازسویدیگر بتواند با این کار «هزینههای بازسازی این کشور ویران» را بر دوش دیگران بیندازد. طرح مشارکت بینالمللی برای مبارزه با تروریسم در یمن بهخصوص مبارزه با «القاعده» - گروهی که این روزها در یمن جولان جدیدی پیدا کرده و جهان را به وحشت انداخته است- قابل بحث خواهد بود.
نکته دوم را باید از طریق نگاه آمریکا و آمریکاییها به پادشاهی سعودی دریافت که هیچگاه تا این حد متفاوت و منفی نبوده است. مصاحبه باراک اوباما با هفتهنامه «آتلانتیک» یک نمونه از این تغییر نگرش بود. انتقادات تند باراک اوباما نسبت به عربستان و اینکه «باید برای ایران هم جا باز کنید» به اندازه کافی برای مقامات سعودی سنگین بوده است. اظهارات «دونالد ترامپ» نامزد جنجالی جمهوریخواهان نیز که با انتقادات بیپروایش سعودیها را نواخت، دستکمی از این نداشت و حداقل نشان داد در نوع نگاه دموکراتها و جمهوریخواهان نسبت به عربستان به صورت یکسان تغییراتی جدی به وجود آمده است. گویی در نگاه آمریکاییها دیگر عربستان آن متحد پاکیزه و قابل اعتماد قدیم نیست و حتی دارد بهشدت از موقعیت آمریکا «سوءاستفاده» میکند. افشاگریهای سال گذشته روزنامه «نیویورک تایمز» که عربستان سعودی را در مقایسه با گروههای تروریستی ازجمله داعش یک «داعش سفید» توصیف کرد نیز ازیادرفتنی نیست. امروزه آمریکاییها بهصراحت میگویند تا زمانی که حامیان مالی گروههای تروریستی ازجمله عربستان و سایر کشورهای حوزه خلیجفارس از پشتیبانی این گروهها دست نکشند، مبارزه با تروریسم راه به جایی نخواهد برد.
هشدارهای چند روز پیش مقامات سعودی به آمریکا نشان داد که عمق این اختلافات بسیار گستردهتر از آن چیزی است که تصور میشود. هماکنون بسیاری از خانوادههای قربانیان حادثه ١١ سپتامبر ٢٠٠١ بر این باورند که عربستان سعودی نقش مهمی در تأمین کمکهای مالی برای وقوع این حادثه شوم داشته است؛ بنابراین باید نقش عربستان افشا و حتی بههمیندلیل مجازات شود؛ موضوعی که از آن بهعنوان پرونده «٢٨صفحهای» یاد میکنند و تاکنون دولت باراک اوباما اجازه طرح و تصویب آن را در کنگره نداده است. چند روز پیش مقامات سعودی تهدید کردند اگر این موضوع به تصویب برسد بیهیچمقدمهای ٧٥٠میلیارد دلار داراییهای خود را از بورس آمریکا خارج خواهند کرد. در کنار همه اینها، باید یاد آور شد که وضعیت بازار نفت نیز شرایطی را به وجود آورده که آمریکا دیگر احساس نیازی به «نفت خاورمیانه» و به دنبال آن «باجدادن به امثال عربستان» نمیبیند. همه اینها حکایت از تغییرات عمدهای در نحوه نگرش آمریکا به خاورمیانه در کل و عربستان سعودی بهطور خاص دارد. بهگونهایکه میتوان گفت دیگر «حنای عربستان» مانند گذشته برای آمریکا رنگی ندارد و این وضعیت دقیقا به نفع رقیب عربستان یعنی ایران تمام خواهد شد؛ البته مشروط بر اینکه اینبار تهران بتواند با هوشمندی از موقعیت پیشآمده برای تحکیم قدرت خود و ایجاد توازنی جدید در منطقه تلاش کند. درغیراینصورت اعراب به رهبری سعودیها خواهند کوشید اینبار از طریق «اسرائیل» برای خود در دوران «پس از اوباما» برنامهریزی کنند.
---------------------------------------------
طرح پیگرد دولت عربستان «وتو» میشود
رئیسجمهوری آمریکا طرح تعقیب قضائی دولت عربستان در ارتباط با حملات انتحاری ١١ سپتامبر ٢٠٠١ در ایالاتمتحده را وتو خواهد کرد. سخنگوی کاخ سفید گفته است هرگاه طرح پیشنهادی مجلس نمایندگان برای پیگرد دولت عربستان به تصویب کنگره برسد، رئیسجمهوری آن را وتو خواهد کرد. این طرح که توسط هیأتی متشکل از نمایندگان هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات - حزب اوباما - تدوین شده، به بازماندگان قربانیان حملات ١١ سپتامبر امکان میدهد، به دلیل اینکه اکثر عاملان این حملات از شهروندان عربستان سعودی بودند، دولت این کشور را برای دریافت غرامت تحت تعقیب قضائی قرار دهند. همچنین گفته شده که برخی از افراد متنفذ در عربستان پیشتر از حامیان شبکه القاعده بودند. در صورت تصویب این قانون، اموال عربستان سعودی در آمریکا تا زمان پرداخت غرامت، مسدود خواهد شد. از میان داوطلبان نامزدی انتخابات ریاستجمهوری، سناتور «تد کروز»، از حزب جمهوریخواه، از امضاکنندگان این طرح است و «هیلاری کلینتون» و «برنی ساندرز» از حزب دموکرات، از آن حمایت کردهاند. این طرح توسط گروهی از اعضای لیبرال همراه با برخی از اعضای به شدت محافظهکار کنگره تدوین شده است. جاش ارنست، مسئول ارتباطات رسانهای دفتر رئیسجمهوری آمریکا با اشاره به روابط طولانی با عربستان سعودی گفته است «با توجه به نگرانیهای موجود، دشوار است بتوان وضعیتی را تصور کرد که رئیسجمهوری حاضر به امضای مصوبهای از این قبیل باشد». او افزوده است «کشوری مانند عربستان سعودی با یک اقتصاد بزرگ و مدرن از بیثباتی در بازارهای مالی جهان سودی نخواهد برد و آمریکا هم همینطور».ارنست تأکید کرد: نگرانی دولت آمریکا در مورد این طرح صرفا به وضعیت عربستان سعودی منحصر نمیشود. او گفت: «به صراحت باید بگویم نگرانی ما این است: اگر کشورهای دیگر هم در صدد تصویب و اجرای چنین قوانینی برآیند، ایالاتمتحده، مالیاتدهندگان، اعضای نیروهای مسلح و دیپلماتهای این کشور در معرض خطرات بزرگی قرار خواهند گرفت». ظاهرا منظور این مقام دفتر ریاستجمهوری ایجاد سابقهای حقوقی برای مسئولیت دولتها در قبال فعالیتهای غیرقانونی اتباع آنها و مسدودکردن دارایی این دولتها به منظور پرداخت غرامت به قربانیان چنین فعالیتهایی است.
---------------------------------------------
پایانی برای پدرخواندگی ریاض
صباح زنگنه . کارشناس مسائل خاورمیانه
عربستان کشوری است که تخلفات متعددی را به لحاظ حقوقبشری و دموکراسی مرتکب میشود و همچنین بهعنوان کشوری است که درحقیقت تلاش دارد تا ایالات متحده را به بجرانهای منطقهای بکشاند؛ بههمیندلیل «باراک اوباما» از سعودیها بهعنوان کشوری یاد کرده بود که میخواهد آمریکا را در بحرانهایی شریک کند که در بهوجودآمدنشان سهم و نقش پررنگی دارند و اینطور نتیجهگیری کرده بود که عربستان مایل است تا کشورش را قربانی سیاستهای غلط منطقهاش کند.
طبیعتا حکومت آمریکا و گروههای سیاسی و فعال این کشور از رفتار عربستان و سیاستهای اتخاذی تصمیمگیران عربستانی ابراز رضایت نمیکنند و دولت سعودی را مزاحم قلمداد میکنند؛ اما حقیقت این است که عربستان سعودی که زمانی به دلیل تولید و صادرات نفت در اولویت همکاری برای آمریکاییها قرار داشت، حالا با توجه به اینکه این کشور به تولید نفت شیل اویل پرداخته است، به نوعی خودکفایی را در این مقوله مهم تجربه میکند.
از طرف دیگر جهتگیری کلی سیاست آمریکا به سمت کنترل شرق آسیا است و اولویت خاورمیانه را از دستورکار خارج کرده و به متحد خود، بریتانیا، سپرده است؛ بنابراین دلیلی نمیبیند تا در درگیریها و تحرکات غرب آسیا بهطور مستقیم دخالتی داشته باشد و همین مسئله عربستان سعودی را که داعیه پدرخواندگی را در منطقه مهم خاورمیانه دارد، در موضع ضعف قرار داده است و بههمیندلیل سفر سلمان به ترکیه را نمیتوان جدی گرفت؛ چراکه این سفر بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت تا از طریق استقبال پرطمطراق «رجب طیب اردوغان»، رئیسجمهوری ترکیه، از پادشاه سعودی به نوعی نمایش قدرت داشته باشند. درباره بازپسدادن دو جزیره مصر به عربستان هم باید به این مسئله اشاره کرد که مصر به دلارهای نفتی دولت سعودی نیاز دارد و با این هدف که توسط آنها تطمیع شود، حاضر شد تا جزیرههای «تیران» و «صنافیر» را به عربستان سعودی بدهد که این اتفاق، به آفتی در فضای داخلی مصر تبدیل شد و به این اقدام عکسالعمل تندی نشان دادهاند و بهنوعی در فضای سیاسی و اجتماعی، التهاب بالا گرفته است و به دولت دو کشور هم فشارهای روزافزونی وارد شده است.
باوجوداین باید تأکید کرد که عربستان سعودی و بهطور معلوم حکومتی که شیخ سلمان یکسالو اندی ادارهاش را برعهده گرفته، روزگار خوشی ندارد و فشارهای پرتعدادی را در حال تجربهکردن است و میتوان اینطور اذعان کرد که سعودیها، نهتنها از مسیر پدرخواندگی خارج شدهاند؛ بلکه نقش خود را روزبهروز کمرنگتر میبینند، آنهم در شرایطی که اذهان عمومی امید چندانی به تغيير
در سیاست و رفتار تصمیمگیران دولت سعودی ندارد.
روزنامه شرق؛ شماره ۲۵۶۴ - ۱۳۹۵ چهارشنبه ۱ ارديبهشت
برف نگرانام نمیکند