گفتوگو با طراح پوسترهای جشنواره جهانی فجر
حمیدرضا بیدقی، طراحی پوسترهای سیوچهارمین جشنواره جهانی فیلم فجر را هم انجام داده است. او پیش از این، طراحی پوسترهای اصلی و جنبی جشنواره بیستوهفتم فیلم فجر و پوسترهای جنبی جشنواره سیویکم فجر را برعهده داشته است. بیدقی همچنین طراح تندیسهای بخشهای جنبی جشنواره سیوسوم بوده است. با او درباره پوسترهای این دوره جشنواره گفتوگو کردیم:
شما در گفتوگویی درباره طراحی پوسترهای جشنواره گفته بودید: «کار پوستر جشنواره فجر یک کار انقلابی بود و ما سنگ اول این قضیه را گذاشتهایم». منظورتان از کار انقلابی چه بود و چه سنگ اولی را گذاشتهاید؟
پوستر همیشه تابع زمان و شرایط خودش بوده است. پوستر اصلی جشنواره حاصل فکر و کار گرافیست بهتنهایی نیست البته در کار گرافیک، نظر سفارشدهنده مؤثر است اما درباره جشنواره فیلم داخلی و بینالمللی و کارهایی در این سطح حساسیتها زیاد است. تصمیم براین بود حتما یک فریم از فیلم «گاو» انتخاب شود به این دلیل که این فیلم پیشرو بوده و جزء چند فیلم برتر سینمای ایران است. برای اولینبار بود که در جشنواره فیلمی در ایران تصویری از یک فیلم ارائه شد. پوستر جشنواره بهمن صرفا تصویر آقای شکیبایی (بازیگر سینما) بود و من هم روی آن نقد دارم بهویژه درباره اجرای آن، چون شخصی را بدون اینکه در صحنه اصلی فیلم باشد مونتاژ کرده بودند اما پوستر این جشنواره یک فریم از یک فیلم است و حرف زیادی دارد و به دلیل نگاه بینالمللیای که دارد، باعث میشود خارجیها از این پوستر خوششان بیاید. درباره استفاده از انقلاب که بهکار بردهام نیز به همین دلیل است چون تا به حال یک فریم از فیلم در ایران برای پوستر یک جشنواره استفاده نشده است. درحالیکه در جشنوارههای خارجی سابقه این کار خیلی زیاد است و اگر به جشنواره «کن» نگاه کنید، آنها در دورههای مختلف یک فریم از فیلمهای به یادماندنی را روی پوسترهایشان کار کردهاند.
چرا در ایران تابهحال این کار صورت نگرفته بود؟
برای اینکه ما همیشه دنبال کارهای پیچیده و عجیبوغریب در گرافیکمان هستیم. پوسترهایی که برای دوره بیست و هفتم طراحی کرده بودم، پیچیدهترین اجرا را داشتم مثل سیمرغی که با سی پرنده شکل گرفته بود اما در این دوره تصمیم گرفتم به سادگی مطلق برسم و از این پیچیدگیای که گرافیک ما دچار آن شده و از آوردن همه مفاهیم در یک پوستر، میخواستم دوری کنم. از این جهت من تصمیم گرفتم هرچه سادهتر به قضیه نگاه کنم. در پوستر اصلی هم شما میبینید فضای سفید زیادی وجود دارد و یک فریم ترمشده از فیلم گاو هست که نهایت سادگی را دارد. یک لیاوت نسبتا قوی هم در بالای پوستر وجود دارد و خارجیها با این کار ارتباط برقرار میکنند چون پوسترهای آنها نیز ساده است البته بگذریم پوستر یک فیلم تجاری در ذات خود هیجان دارد و آن یک بحث دیگر است اما وقتی در فرمت کلی نگاه میکنید، متوجه میشوید آنها به سادگیهایی رسیدهاند ولی ما فرهنگ پرتکلفی که برای خودمان درست کردهایم و تعارفهای روزانهمان را در گرافیکمان هم داریم. من سعی کردم از این مسئله دور شوم و خیلی رک و سریع کار کنم.
شما در همان گفتوگو اشاره کردید این پوسترها میتواند نگاه و تفکر میهمانان خارجی را مبنی بر دید گرافیک جهانسومی از کشور ما دور کند. گرافیک جهانسومی مگر چگونه است؟
گرافیک جهانسومی به این معنا نیست که جهان سوم، گرافیک ندارد اما اصولا گرافیک در معنای خودش در کشورهای اروپایی و آمریکایی سرآمد گرافیک ماست و منظور من به معنای درستبودن گرافیک است. فکر میکنم شستهرفتگیای که در گرافیک این دوره جشنواره وجود دارد و درست نگاهکردن به عناصر گرافیک بصری، خارجیها را تا حد زیادی متوجه گرافیک ایران خواهد کرد.
از گرافیک در بخش داخلی بگذریم. اگر گرافیک ایران بهویژه در زمینه پوستر در سطح بینالمللی دستاوردهای خوبی داشته باشد و جوایز زیادی بگیرد، با وجود اینها فکر میکنید پوستر و گرافیک ما نتوانسته است بهخوبی در دنیا معرفی شود؟
طراحی پوستر برای شرکت در یک مسابقه با پوستری که سفارشی است، تفاوت زیادی دارد. از اتیکتها تا بیلبوردهای جشنواره همگی جزء گرافیک میشود. وقتی نام جشنواره میآید اول از همه یونیفورم مطرح است مثلا میگویند رنگ جشنواره امسال قرمز و طوسی است یا فونتها و فاصله حروف هم مشخص میشود. من بارها در خارج از کشور مقام آوردهام اما آنها پوسترهایی بودهاند که برای دل خودم طراحی کردم. بیشتر کسانی که در این مسابقات شرکت میکنند، بیشتر نقاشی میکنند یعنی سفارش نمیگیرند. سفارش یک پوستر خودش یک استرس است و شما محدود میشوید. خیلی از مردم ما حتی پوسترهای برندگان طراحان ما در خارج از کشور را ندیدهاند یعنی حتی یکبار هم چاپ نشده است و این را هم باید بگویم یکی از همان پوسترها که در خارج از کشور برنده شده است، اگر توانستید در سیستم داخلی چاپ کنید؟ ما یکسری گرافیست جایزهبگیر داریم مثل فیلمسازان جایزهبگیرمان، یکسری گرافیست واقعی و فعال و کارکن داریم که اینها هم معدود هستند. شاید برای اولینبار است که گرافیستی با ٢٥ سال سابقه در محل جشنواره مستقر شده است تا کار را از نزدیک نظارت کند که این قواعدی را شکسته است. گرافیستهای جایزهبگیرمان نمیتوانند معیار پیشرفت گرافیک ما باشند. کار آنها در کجای این مملکت چاپ میشود؟
منظور من در داخل ایران نبود. میخواستم بگویم جایزههایی که در خارج از کشور نصیب ایران شده، باعث معرفی گرافیک ما به خارجیها نشده است؟
میهمانهای خارجی ما هم میدانند کجا میآیند. یک وقت آنها به نمایشگاه گرافیک بینالمللی میروند، یکوقت به نمایشگاه فیلم میآیند و در کنار آن گرافیک را میبینند. گرافیک یک مفهوم کاربردی است و مفهوم جایزهبگیری نیست. گرافیک زمانی مفهوم پیدا میکند که پشتسر آن مفهوم چاپ بیاید. گرافیک بدون چاپ فقط یک نقاشی است. این تعریف بینالمللی و ریشهای گرافیک است.
اکنون که بحث سفارشدهنده هم پیش آمد، چقدر دغدغههای شما از سوی مسئولان جشنواره درک شد؟
من بالاترین سطح گرافیک فرهنگی و تجاری را در زندگی خودم کار کردم و الان هم یکی از دغدغههایم نقاشی و تصویرسازی است بنابراین نمیخواهم الکی از کسی تعرفی و تمجید کنم. در دورههای مختلفی که در جشنواره کار کردهام، انصافا جوی به صمیمیت این جشنواره، دوستی و رفاقتی که میان مدیران و عوامل وجود دارد، ندیده بودم با توجه به اینکه همه آنها مثل رضا کیانیان، میرکریمی، مجید مجیدی، مازیار میری، شجاعنوری و... معروف و بزرگ هستند. درباره کار گرافیک هم همینطور بود یعنی ما کاملا با تفاهم پیش رفتیم و هیچکجا به اختلاف نخوردیم. همفکری خوبی شد. درباره بخشهای جنبی دست من خیلی باز بود اما درباره بخش اصلی، طبیعی است که گرافیست نمیتواند همه نظرات خود را اعمال کند. گرافیست ذاتا یک هنرمند خالص نیست و کسی است که روابط فنی تصویر و فرم را میشناسد. گرافیست با سفارشدهنده کار میکند و باید نظرات سفارشدهنده را اعمال کند نه در حد پذیرفتن صددرصد، اما باید بحثوجدل شود تا یک پوستر طراحی شود اما درکل در این جشنواره ما تجربه خیلی خوبی داشتیم.
شما طراحی پوستر دورههای قبل را هم بر عهده داشتید. در آن دورهها شرایط چطور بود؟
در هر جشنوارهای از سوی دبیر، سیاستهای کلی اعمال میشود. در دوره بیستوهفتم با توجه به تمایلات تصویرسازیای که در من وجود داشت، پیچیدگیهای تصویری زیادی داشتم، اتفاقا در این دوره هم یکی از پوسترهایم را به صورت پیچیده و با تکنیک پیچیده کار کردم.
یکی از آنها با تکنیک بسیار پیچیده کار شده و مربوط به بخش بازار بود. من سقف یک ابزار را با همه پیچیدگیها و آجرهای ریزش کار کرده بودم اما دیگر پوسترها کار شد. در برنامه «هفت» پوسترهای بخشهای فرعی زیر سؤال برده شده بود. کسی گفته بود این پوسترها بیشتر نقاشی هستند تا پوستر. من خیلی خوشحال شدم چون اگر کسی بتواند نقاشی کودک کند، باید درون خیلی شفافی داشته باشد.
شماره ۲۵۶5 - ۱۳۹۵ شنبه 4 ارديبهشت
برف نگرانام نمیکند