برای کسب درآمد ارزشها را به سخره نگیریم
سودابه رحمد
تابلوی «شام آخر» تنها یک نقاشی نیست، قداستی دارد برای همه آنها که صاحب
دیناند، برای ما که مسلمانیم و برای آنان که مسیحیاند. آخر این
دیوارنگاره تصویری دارد از عیسی، زاده مریم مقدس، پیامبر صلح و مهربانی،
پیامبری که مسلمانان «اولوالعزم» میخوانندش. همان واژهای که در آیه
35سوره احقاف آمده؛ پیامبرانی که شریعت و دینی مستقل و جدید داشتهاند؛ آن
پنج تن؛ نوح، ابراهیم، موسی، عیسی(ع) و محمد(ص).
شام آخر تصویر او را دارد، هم او که نجاتدهنده است و مبارک، راه است و حقیقت و زندگی (انجیل یوحنا)، هم او که نام مبارکش بارها در قرآن آمده در سورههای «بقره، آل عمران، نساء، مائده، انعام، توبه، مریم، مومنون، احزاب، شوری، زخرف، حدید، صف»
هم او که «قول الحق» است و «کلمه الله»، «وجیها فیالدنیا و الاخره» است و «من المقربین»؛ «روح من الله» است و «زکی».
(سورههای مریم 19 و 34، آل عمران45؛ نساء 171).
شام آخر تصویری دارد از مسیح و حواریونش. 13نفر در تابلوی داوینچی. عیسی در مرکز و حواریون گرداگرد او. نحوه نشستن، حالت دستها، بدن و بسیاری دیگر در این دیوارنگاره، خاص داوینچی است. آنچه الهام گرفته و به تصویر کشیده. تصویری از روزهای پایانی عمر مسیح به آن شکلی که در انجیل از آن یاد شده: کتاب یوحنا، باب۱۳ آیه۲۱ آنجا که مسیح میگوید یکی از ۱۲حواریاش به وی خیانت خواهد کرد.»
«شمعون قانوی، تادئوس، متی، فیلیپ، یعقوب پسر زبدی، توما، عیسی، سنت جان، یهودا اسخریوطی، پطرس، اندریاس، یعقوب پسر حلفا و برتولما»، 13نفری هستند که در شام آخر سراسر دیوار تالار و سالن غذاخوری صومعه «سانتا ماریا دله گراتسیه» در میلان را پوشاندهاند. اکنون شمایی از این تابلو به شکلی سخیف در گوشههایی از شهر دیده میشود. پوستری که وقتی نگاهش میکنی تو را به یاد شام آخر میاندازد اما با تفاوتهایی بسیار. افرادی که پشت یک میز نشستهاند، نه مسیحاند و نه حواریون اما حالت نشستن و ایستادن و فیگور بدن تقریبا همان است که در شام آخر آمده و این همه نمیتواند اتفاقی باشد. این پوستر تقلیدی سخیف، تنها تبلیغی است برای نمایش یک سریال از شبکه سینمای خانگی، «شاهگوش». سریال شاهگوش را که بهتازگی وارد شبکه سینمای خانگی شده «داود میرباقری» کارگردانی میکند. کسی که پیشتر سریال امام علی(ع)، معصومیت از دسترفته و مختارنامه را هم کارگردانی کرده، سریالهایی که تم مذهبی داشتهاند.
سازندگان این سریال به دلیل باورها و اعتقادات مذهبی نمیخواستند توزیع این سریال طنز با شروع ماه محرم تداخل پیدا کند. آخر محرم هم برای ما مسلمانان قداستی ویژه دارد که حرمتش را باید نگاه داشت.
اکنون تبلیغات این سریال به صورت بیلبورد بزرگ و واضح در گوشههایی از شهر دیده میشود. همان تبلیغی که بهنظر نمیرسد سازندگانش کمترین آگاهی در مورد فنون و اصول تبلیغات داشته باشند. این را خود پوستر میگوید، پوستری که تقلیدی است بسیار ضعیف از مشهورترین و باارزشترین نقاشیهای جهان، نقاشی که داوینچی حدود سهسال روی آن کار کرد، آخر این اثر قرار بود چهره عیسی را به تصویر کشد، عیسی مسیح، زاده مریم مقدس، پیامبر صلح و دوستی، هم او که حرمتش برای همه آنان که صاحب دینند و کتاب واجب است.
همان تصویری که رماننویس معروف، «آلدوس هاکسلی» آن را «غمگینترین اثر هنری دنیا» نامید و اکنون با تقلیدی سخیف دستمایه تبلیغ یک سریال طنز شده است.
در این تبلیغ ما اینبار با بیتوجهی و نادانی ارزشهای دینی را به سخره گرفتیم، یادمان رفت تبلیغات فرهنگی باید منفعت عمومی را در نظر بگیرد. یادمان رفت بیشتر از آنکه به پول و کسب درآمد بپردازیم، به کل مخاطبان بیندیشیم نگرش، عقیده، باور و رفتارشان را هم در نظر بگیریم به خود و برادران دینیمان احترام بگذاریم.
یادمان رفت که مخاطب حقوقی دارد و تبلیغ الزامات و بایدونبایدهایی که بیش از پول باید به اینها بیندیشیم. یادمان رفت هنجارها، فرهنگها و اخلاقیاتی را که در جامعه وجود دارد حفظ کنیم؛ غیراخلاقی عمل نکنیم و فراتر از سنت و قومیت، ارزشهای دینی برادران دینیمان را هم پاس بداریم.
یادمان رفت این شکل تبلیغ نه خلاقیت دارد و نه نوآوری یادمان رفت تبلیغاتی اینگونه نه هویتی دارد نه اصالتی. یادمان رفت که این با فنون تبلیغ همسویی ندارد و تنها برای درآمدزایی بیشتر خواستیم مخاطب جذب کنیم. اصلا اینبار هیچ به فنون تبلیغات توجه کردیم؟ هیچ به ارکان اصلی تبلیغات اندیشیدیم؟ به پیامرسان و پیام و به وسیله ارتباطی و پیامگیران؟
انگار یادمان رفت همه اهداف تبلیغ و اصول آن را؛ برای این تبلیغ چه در پس ذهنمان بود که اینگونه باورهای دینی را به سخره گرفتیم؟
روزنامه شرق شماره 1872 مورخ 1392/08/12
شام آخر تصویر او را دارد، هم او که نجاتدهنده است و مبارک، راه است و حقیقت و زندگی (انجیل یوحنا)، هم او که نام مبارکش بارها در قرآن آمده در سورههای «بقره، آل عمران، نساء، مائده، انعام، توبه، مریم، مومنون، احزاب، شوری، زخرف، حدید، صف»
هم او که «قول الحق» است و «کلمه الله»، «وجیها فیالدنیا و الاخره» است و «من المقربین»؛ «روح من الله» است و «زکی».
(سورههای مریم 19 و 34، آل عمران45؛ نساء 171).
شام آخر تصویری دارد از مسیح و حواریونش. 13نفر در تابلوی داوینچی. عیسی در مرکز و حواریون گرداگرد او. نحوه نشستن، حالت دستها، بدن و بسیاری دیگر در این دیوارنگاره، خاص داوینچی است. آنچه الهام گرفته و به تصویر کشیده. تصویری از روزهای پایانی عمر مسیح به آن شکلی که در انجیل از آن یاد شده: کتاب یوحنا، باب۱۳ آیه۲۱ آنجا که مسیح میگوید یکی از ۱۲حواریاش به وی خیانت خواهد کرد.»
«شمعون قانوی، تادئوس، متی، فیلیپ، یعقوب پسر زبدی، توما، عیسی، سنت جان، یهودا اسخریوطی، پطرس، اندریاس، یعقوب پسر حلفا و برتولما»، 13نفری هستند که در شام آخر سراسر دیوار تالار و سالن غذاخوری صومعه «سانتا ماریا دله گراتسیه» در میلان را پوشاندهاند. اکنون شمایی از این تابلو به شکلی سخیف در گوشههایی از شهر دیده میشود. پوستری که وقتی نگاهش میکنی تو را به یاد شام آخر میاندازد اما با تفاوتهایی بسیار. افرادی که پشت یک میز نشستهاند، نه مسیحاند و نه حواریون اما حالت نشستن و ایستادن و فیگور بدن تقریبا همان است که در شام آخر آمده و این همه نمیتواند اتفاقی باشد. این پوستر تقلیدی سخیف، تنها تبلیغی است برای نمایش یک سریال از شبکه سینمای خانگی، «شاهگوش». سریال شاهگوش را که بهتازگی وارد شبکه سینمای خانگی شده «داود میرباقری» کارگردانی میکند. کسی که پیشتر سریال امام علی(ع)، معصومیت از دسترفته و مختارنامه را هم کارگردانی کرده، سریالهایی که تم مذهبی داشتهاند.
سازندگان این سریال به دلیل باورها و اعتقادات مذهبی نمیخواستند توزیع این سریال طنز با شروع ماه محرم تداخل پیدا کند. آخر محرم هم برای ما مسلمانان قداستی ویژه دارد که حرمتش را باید نگاه داشت.
اکنون تبلیغات این سریال به صورت بیلبورد بزرگ و واضح در گوشههایی از شهر دیده میشود. همان تبلیغی که بهنظر نمیرسد سازندگانش کمترین آگاهی در مورد فنون و اصول تبلیغات داشته باشند. این را خود پوستر میگوید، پوستری که تقلیدی است بسیار ضعیف از مشهورترین و باارزشترین نقاشیهای جهان، نقاشی که داوینچی حدود سهسال روی آن کار کرد، آخر این اثر قرار بود چهره عیسی را به تصویر کشد، عیسی مسیح، زاده مریم مقدس، پیامبر صلح و دوستی، هم او که حرمتش برای همه آنان که صاحب دینند و کتاب واجب است.
همان تصویری که رماننویس معروف، «آلدوس هاکسلی» آن را «غمگینترین اثر هنری دنیا» نامید و اکنون با تقلیدی سخیف دستمایه تبلیغ یک سریال طنز شده است.
در این تبلیغ ما اینبار با بیتوجهی و نادانی ارزشهای دینی را به سخره گرفتیم، یادمان رفت تبلیغات فرهنگی باید منفعت عمومی را در نظر بگیرد. یادمان رفت بیشتر از آنکه به پول و کسب درآمد بپردازیم، به کل مخاطبان بیندیشیم نگرش، عقیده، باور و رفتارشان را هم در نظر بگیریم به خود و برادران دینیمان احترام بگذاریم.
یادمان رفت که مخاطب حقوقی دارد و تبلیغ الزامات و بایدونبایدهایی که بیش از پول باید به اینها بیندیشیم. یادمان رفت هنجارها، فرهنگها و اخلاقیاتی را که در جامعه وجود دارد حفظ کنیم؛ غیراخلاقی عمل نکنیم و فراتر از سنت و قومیت، ارزشهای دینی برادران دینیمان را هم پاس بداریم.
یادمان رفت این شکل تبلیغ نه خلاقیت دارد و نه نوآوری یادمان رفت تبلیغاتی اینگونه نه هویتی دارد نه اصالتی. یادمان رفت که این با فنون تبلیغ همسویی ندارد و تنها برای درآمدزایی بیشتر خواستیم مخاطب جذب کنیم. اصلا اینبار هیچ به فنون تبلیغات توجه کردیم؟ هیچ به ارکان اصلی تبلیغات اندیشیدیم؟ به پیامرسان و پیام و به وسیله ارتباطی و پیامگیران؟
انگار یادمان رفت همه اهداف تبلیغ و اصول آن را؛ برای این تبلیغ چه در پس ذهنمان بود که اینگونه باورهای دینی را به سخره گرفتیم؟
روزنامه شرق شماره 1872 مورخ 1392/08/12
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 8:0 توسط خ. جوان
|
برف نگرانام نمیکند