انتخابات اعم از حق داوطلبی یا حق رای از مهم‌ترین مصادیق حقوق شهروندی به حساب می‌آید، در این معنی زمانی که در روابط حق و تکلیف شهروندان در یک جامعه شهروندمدار قرار می‌گیریم، این شهروندان هستند که در خود احساس مسوولیت کرده و با شرکت در انتخابات یا در قالب حق انتخاب‌شدن یا حق انتخاب‌کردن به این مهم عمل می‌کنند.

واقعیت مساله این است که انتخابات از مولفه‌های اصلی دموکراسی یا مردمسالاری در جوامع دموکراتیک و توسعه‌یافته محسوب مي‌شود و سرنوشت تمامی شهروندان در قالب حق تعیین سرنوشت در این مکانیسم تجلی و نقش پیدا می‌کند. حقوق شهروندی، حقوق بشری در مرز‌های یک دولت-کشور با شهروندان معین تعریف می‌شود؛ فرق حقوق شهروندی با حقوق بشر در این است که تحقق این حقوق محدود به حوزه جغرافیایی ساکنان یک جامعه دولت - کشور است. به این مفهوم که صرفا اتباع یا شهروندان آن کشور حق برخورداری از انتخاب‌شدن و انتخاب‌کردن دارند. حقوق اساسی همه دولت‌ها قایل به این مساله بوده همچنان‌که قانون مدنی ایران و قانون‌اساسی این امر را در موادی بیان کرده است.

آنچه مهم است این است که شهروندان با مشارکت در این فرآیند تصمیم‌گیری، به خود و اجتماعی که در آن زیست می‌کنند اعتبار داده و مشارکت آگاهانه و فعال و پویای آنان از موجبات بالندگی حیات سیاسی و اجتماعی آن جامعه می‌شود. نوع شرکت در انتخابات اعم از داوطلب‌شدن یا انتخاب کردن به سازوکار انتخاباتی جامعه شهروندمدار بستگی دارد که این امر در چارچوب مقررات و قوانین حاکم بر جامعه و شهروندان تعریف می‌شود. در نظام مقدس جمهوری اسلامی تاکنون بالغ بر 30 مرحله انتخاباتی با شرکت وسیع شهروندان داشته‌ایم که این امر حاکی از تحقق حقوق شهروندی در جامعه ایرانی است. اما آنچه حایزاهمیت است لزوم توجه شهروندان به مقوله انتخابات به‌عنوان تکلیف شهروندی در تعیین سرنوشت حیات سیاسی خود و از سوی دیگر بستر‌سازی دولت در اهمیت و پاسداشت حقوق شهروندان و لزوم احترام به آن و فراهم‌کردن زمینه‌های تحقق هرچه بیشتر آن است. واقعیت مساله این است که در جامعه شهروندمدار حقوق شهروندی برای ایجاد جامعه‌ای آباد و شاد و سرزنده با مشارکت آگاهانه در انتخابات شکل می‌گیرد.

حسين احمدي نياز -  روزنامه شرق - شماره 1756