یه روز یه بابایی (فکر کنید تو خارج!!!!!)

پسرش فارغ التحصیل میشه هیچیم بارش نبوده

زنگ میزنه به یه پارتیش میگه :دمت گرم واسه پسرم یه شغلی جور کن!

پارتی: میخوای سفیرش کنم!

باباهه: نه بابا اون خیلی زیاده...

... ... پارتی: میخوای وزیرش کنم!

باباهه: اوووووف نه.

پارتی: میخوای وکیل مردمش کنم!

باباهه: نه بابا یه جایی کارمندی چیزیش کن...

پارتی: شرمنده اون دیگه سواد میخواد ...!